ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
90
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
چهار صد و بيست و يك . تلاقى كرده سه روز جنگيدند و ابو كاليجار منهزم . و دو هزار مرد از يارانش كشته و با بدترين حالى وارد اهواز شد . در آنجا عادل بن مافنه بوى رسيد و مالى به او رساند وضعش بهبود پيدا كرد . و اما جلال الدوله برگشته و بر واسط چيره گرديد و فرزند خود العزيز را در آنجا برقرار داشت و خود ببغداد رفت . المرتضى و مهيار و غيرهما او را مدح نمودند و پيروزى او را تهنيت گفتند . بيان حال دبيس بن مزيد پس از هزيمت چون دبيس بن مزيد اسدى از ابا كاليجار جدا شد و برگشت ، به شهر خود رسيد بنى اعمامش با او به ستيزگى برخاسته و در جامعين فرود آمده بودند . دبيس خويشتن را به آنها رساند و بجنگيد و بر آنها ظفرياب گرديد و گروهى از آنان را به اسارت گرفت از جمله شبيب و سرايا و وهب ، فرزندان حماد بن مزيد و ابو عبد اللّه حسن بن ابو الغنائم بن مزيد و اسيران را به جوسق برد . از سوى ديگر المقلد بن ابى الاغر بن مزيد و غيره مجتمع شدند و سپاهى از جلال - الدوله نيز با آنها بود و رو به دبيس نهادند و با وى جنگيدند . دبيس از آنها شكست خورد و بهزيمت رفت و از بنى اعمام وى پانزده تن اسير شدند و بنديان در جوسق فرودآوردند و بكوچنشينشان برده آنجا را حراست و نگهدارى كردند . و دبيس به حال هزيمت به سنديه و به يارى دولت ابى منصور كامل بن قراد رفت و در مصاحبت وى نزد ابى سنان غريب بن مقن رفتند تا اينكه ميان او و جلال الدوله و سپاه او كارش به صلح انجاميد . و جلال الدوله تكفل او نمود و ده هزار دينار شاپورى . به شرط آنكه به ولايت خود باز گردد براى او تضمين نمود . دبيس پذيرفت . و خلعت به او داده شد . المقلد آگاه از اين احوال شد ، او با گروهى از خفاجه ، مطير آباد ، و نيل و سواد را به زشتترين صورتى مورد نهب و غارت قرار دادند ، مواشى آن را بردند